حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

مقدمه 124

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

رؤساى شش خانواده پارسى حق داشتند كه بىاجازه وارد سراى شاه شوند سفارت و سردارى و ايالت غالبا برؤساى خانواده‌هاى مزبور يا اعضاء آن و بعد از آنها به خانواده‌هاى مادى محوّل ميگرديد . تشكيلات روحانيّون چه بوده نيز معلوم نيست در اين دوره دو طبقه ديگر نيز وجود داشته طبقه برزگر و طبقه تجّار و كسبه ولى از احوال آنها و تشكيلاتى كه داشته اند اطّلاعى نداريم ظنّ قوى اين است كه احوال آنها در اين دوره هم مانند دوره ساسانى بوده چنان كه در جاى خود بيايد . از آنجا كه ايران يگانه راه بين دنياى غربى و ممالكى مانند هند و آسياى وسطى بود و اينكه داريوش اوّل به خيال يافتن راه نزديكى بين درياى مغرب و خليج فارس و بحر عمّان افتاده شعبه رود نيل را با بحر احمر وصل كرد چنين استنباط مىشود كه به تجارت در آن زمان اهميّت ميدادند و ساختن راه‌ها هم فقط از نقطه نظر سياسى و نظامى نبوده و اينكه هرودوت گويد « استفاده از چاپارخانه‌ها اختصاص بچاپارهاى دولتى داشته » مقصودش استفاده از اسبهاى دولتى است كه در چاپارخانه‌ها بوده و واضح است كه كاروانهاى تجارتى از راه استفاده مى كردند بودن شهرهاى معظمى مانند بابل و صور و سارد و غيره در قلمرو ممالك ايران اين نظر را تأئيد مىكند چه اين شهرها مراكز تجارت و صنعت آن زمان بودند . صنايع شاهان هخامنشى خصوصا داريوش اوّل و خشيارشا بناهائى در محلّى كه اكنون موسوم به تخت جمشيد است و در جاهاى ديگر كرده و كتيبه هائى نويسانده‌اند اگرچه بناها خراب شده و ليكن آثارى از آنها در تخت جمشيد و شوش و پاسارگاد باقى است راجع بمعمارى و حجّارى و صورت‌ها و كتيبه‌هاى زمان هخامنشى علماء فن دقيق شده‌اند تا معلوم نمايند كه اين معمارىها و حجّاريها از خود ايرانىها است يا تقليد نموده‌اند و اگر تقليد كرده‌اند اقتباس از كدام مملكت است از نتيجه تحقيقات معلوم شده كه